با افزایش تنشها با جمهوری اسلامی، گروههای تهاجمی ناوهای هواپیمابر آمریکا به خاورمیانه اعزام شدهاند. در حالی که واشنگتن تهدید به اقدام میکند، این پرسش مطرح میشود حمله تحت رهبری ناو هواپیمابر در عمل به چه شکل خواهد بود؟
به نوشته نشنال اینترست، عملیات با محوریت ناو هواپیمابر احتمالا محدود، دقیق و هماهنگ با سامانههای دوربرد خواهد بودــ نه یک تهاجم تمامعیار بلکه ضربهای تنظیمشده برای اعمال فشار، تقریبا مشابه ماموریتی که به دستگیری نیکلاس مادورو، دیکتاتور ونزوئلا، در اوایل ژانویه انجامید.
در درگیری با جمهوری اسلامی، آمریکا با محدودیتهای جغرافیایی مواجه خواهد بود. خلیج فارس باریک و تحت نظارت است و تنگه هرمز یک گلوگاه دریایی محسوب میشود. برای افزایش ایمنی، نیروی دریایی آمریکا ممکن است بیرون از خلیج فارس باقی بماند تا در معرض موشکها قرار نگیرد؛ در این صورت، برد عملیاتی هواپیماهای تهاجمی اهمیت حیاتی پیدا میکند.
مراحل عملیاتی ماموریت علیه جمهوری اسلامی
نشنال اینترست پیشبینی میکند عملیات ناوهای هواپیمابر علیه جمهوری احتمالا بهصورت مرحلهای انجام شود:
۱. شناسایی و آمادهسازی میدان نبرد: جنگندههای اف/ای-۱۸ سوپر هورنت و هواپیماهای هشدار زودهنگام ئیـ۲دی هاوکآی که از ناو برخاستهاند، از سامانههای شناسایی مانند هواپیمای پی-۸ پوسایدون و پهپادهای امکیو-۹ پشتیبانی خواهند کرد تا پدافند هوایی جمهوری اسلامی شناسایی، محل استقرار موشکها تعیین، و تحرکات دریایی سپاه پاسداران رصد شود.
۲. سرکوب پدافند هوایی: اهداف اصلی رادارها، سامانههای موشکی زمینبههوا (مانند اس-۳۰۰ و سامانههای بومی) و گرههای شبکه پدافند یکپارچه را شامل خواهد شد. جنگندههای اف/ای-۱۸ مجهز به موشکهای ضدتشعشع و هواپیماهای جنگ الکترونیک ئیای-۱۸جی گراولر برای ایجاد اختلال الکترونیکی و شلیک موشکهای دورایستا به کار گرفته میشوند.
۳. حمله دقیق: اهداف احتمالی تاسیسات هستهای، مراکز فرماندهی سپاه پاسداران، انبارهای موشکی و مراکز تولید پهپاد را در بر میگیرد. هواپیماهای مستقر در ناو از بمبهای هدایتشونده و موشکهای دورایستا استفاده میکنند و ناوشکنها و زیردریاییها نیز موشکهای کروز تاماهاوک شلیک خواهند کرد. همچنین ممکن است بمبافکنهای رادارگریز بیـ۲ نیروی هوایی آمریکا برای اهداف مستحکم به کار گرفته شوند. شدت این مرحله بالا است و احتمالا ۴۸ تا ۷۲ ساعت ادامه خواهد داشت.
جمهوری اسلامی احتمالا با ابزارهای معمولش پاسخ میدهد: حملات موشک بالستیک به پایگاههای منطقهای، حملات نیروهای نیابتی در عراق و سوریه، حملات پهپادی انبوه به کشتیهای آمریکایی، مینگذاری در تنگه هرمز و مزاحمت قایقهای تندرو. ناوهای آمریکا در برابر تهدیدهای نامتقارن مانند حملات پهپادی یا موشکهای بالستیک آسیبپذیر خواهند بود، بنابراین به همراهی ناوشکنهای مجهز به سامانه ایجس، رهگیرهای اسامـ۶ و دفاع موشکی چندلایه نیاز خواهند داشت.
آمریکا دهههاست از ناوهای هواپیمابر برای جنگ استفاده میکند
نشنال اینترست در ادامه مینویسد عملیات ناوهای هواپیمابر آمریکا در خاورمیانه سابقه دارد. عملیات «آخوندک» (Operation Praying Mantis) در سال ۱۹۸۸ حملات دریایی و هوایی علیه اهداف جمهوری اسلامی در پاسخ به مینگذاری برای کشتیهای جنگی آمریکایی را شامل میشد. در جنگ عراق، حملات هوایی از ناوهای هواپیمابر ضربات مداوم وارد میکردند و در کارزار علیه داعش نیز ناوها در خلیج فارس مستقر بودند و پروازهای روزانه صورت میگرفت. نتیجه تاریخی این است که ناوهای هواپیمابر میتوانند بهعنوان پایگاههای هوایی متحرک و مستقل عمل کنند، وابستگی به پایگاههای منطقهای را کاهش دهند، و توان حمله مداوم را فراهم کنند.
ناوهای هواپیمابر بهتنهایی قادر به جنگ تمامعیار نیستند
از نظر راهبردی، ناوهای هواپیمابر آمریکا ابزار تنبیهی یا بازدارنده محسوب میشوند، نه ابزار تغییر رژیم. حتی بدون آغاز حمله نیز حضور آنها میتواند بازدارندگی ایجاد کند و خطوط قرمز را نشان دهد، اما حضور ناوها بهمنزله گامی در مسیر تشدید تنش است.
ناوهای هواپیمابر از نظر تاکتیکی نیز محدودیت دارند. جمهوری اسلامی تاسیسات هستهای مستحکم زیرزمینی دارد که برای تخریب آنها به بمبهای سنگرشکن بسیار سنگین نیاز است، بمبهایی که هواپیماهای ناونشین قادر به حمل آنها نیستند. بنابراین، بال هوایی ناو بهتنهایی نمیتواند این اهداف را نابود کند و نیازمند عملیات مشترک با سایر نیروها خواهد بود.

